تبليغاتX
آرشیو جوک

آرشیو جوک

لطیفه های خنده دار و با مزه

.يه روز تو قزوين تو صف نانوايي يه نفرو برق ميگيره 15 نفر ميميرن

۲.يه روز يه آدم لوس و ننر ميخوره زمين
با ناز ميگه اوا جاذبه تو هم

۳.يه روز به يه لاكپشت ميگن دروغ بگو مبگه دويدم و دويدم

۴.يه تركه دفتر خاطراتش تموم ميشه ميندازش دور

۵.تركه برف پاك كن ماشينش رو روشن ميكنه :
هيپنوتيزم ميشه.

۶.مسافرا توي هواپيما خيلي سر و سدا ميكردن. خلبانه به يكي از مهماندارا كه يه كمي خل وضع بوده ميگه برو مسافرا رو ساكت كن.چند دقيقه بعد كه همه جا ساكت شد خلبانه از مهمانداره ميپرسه چه جوري ساكتشون كردي مهماندار ميگه در رو باز كردم گفتم بريد تو حياط بازي كنيد.

۷.يه تركه ميره دكتر ميگه:آقاي دكتر من شبها همش خواب ميبينم كه دارم با خرها فوتبال بازي ميكنم دكتر ميگه خوب حالا يه قرصي بهت ميدم تا ديگه خواب نبيني .تركه ميگه ازكي بايد شروع كنم .دكتره ميگه امشب. تركه ميگه نميشه از فردا شب شروع كنم .دكتره ميگه واسه چي؟ تركه ميگه آخه امشب فيناله!

۸.تركه بيهوا مياد تو اتاق خفه ميشه

۹.مرغه آدامس خروس نشان ميخوره هامله ميشه

۱۰.مي دانيدنفرين2006 چيه؟
مي گن الهي كه به قزوين كه رسيدي بند كفشهات باز بشه!!!

.تركه ناز مي كشه :
1تايه من.2ستت دارم.3تاره يه شبهاي من.4ره يه دردهاي من.5جه يه آفتابم.6شه يه عمرم.7,8 بار گفتم 9كرتم,10مت گرم...

۲.مي گن هر كي دروغ بگه مي تركه:
رشتيه: ما ادمهاي به غيرتي هستيم....بووووووم
اصفهانيه:ما ادمهاي لارجي هستيم..... بووووووم
تركه: ما آدمهاي.....بوووووووووووووووووووم

۳.به خروسه زن نميدن ميره گاليلابلانكا ميخره


۴.به تركه میگن از قفل فرموني كه خريدي راضي هستي مئگه اره خيلي خوبه فقط سر پيچ ها يك كم اذيت ميكنه

۵.از تركه مي پرسن:اهل كجايي؟
مي گه:يو-اس-آ مي گن:چرا خالي مي بندي. تو كه لحجه امريكايي نداري! مي گه: من گفتم يو-اس-آ... يعني:يونجه زارهاي سرسبز آذربايجان!

۶.تركه مي ره دكتر مي گه اقاي دكتر نمي دونم چرا چند وقته كسي منو تحويل نمي گيره؟
دكتر مي گه لطفا نفر بعد.

۷.تركه زنش سبزه بوده 13 بدر از پنچره ميندازش بيرون

۸.يه روز دختره و پسره داشتن تو خيابون قدم ميزدن دختره بر ميگرده به دوست پسرش ميگه : دوس داري اونجائي رو كه ديروز آمپول زدم رو نشونت بدم ؟؟ پسره همچين با هول ميگه آره آره .. دختره ميگه : اون ساختمون روبروئي طبقه دوم.

۱.يه ميخ آهني مي افته تو آب زنگ ميزنه بعد هم تند فرار مي كنه

۲.پليس به تركه : مگه نمي دوني اينجا ماهيگيري ممنوعه ؟
تركه : ولي اينجا كه تابلو نزدين !
پليس : زود باش از آكواريوم بيا پائين !

۳.يه گوسفنده ازجلويه قصابي ردميشه ميگه تيكه تيكه كردي دل منو

۴.لره ميره قبرستان مي بينه مرده ها رو قبرا نشستن مي گه جريان چيه؟؟ مي گن سوال هاي شب اول قبر لو رفته گفتن فعلا بيرون باشيد تا دوباره سوال طرح كنيم.

۵.تركه كلاس رقص باز ميكنه ........ورشكسته ميشه......تحقيق ميكنن ميبينن شاباش ميداده

۶.به تركه ميگن نظرت درباره قفل فرمون چيه ميگه چيز خوبيه فقط سر پيچااذيت ميكنه

۷.تركه ميره خونه براي باباش بريك هلي كوپتري بزنه باباشم باار پي جي ميزنش

 .يه تركه ميره كارت پستال فروشي ميگه اقا يه كارت داريد كه روش نوشته باشه تو تنها عشق مني ؟ طرف ميگه آره . تركه ميگه پس 16 تا بديد .

۲.يه تركه لباسشو بر عكس مي پوشه بعد مادرش ميگه :قربون پسرم بشم كه هر وقت ميره انگار كه داره برميگرده

۳.تركه ميميره عكسشو نداشتند بذارن رو قبرش تا گردن دفنش مي كنند.

۴.جشنواره فيلم رشت شروع شد...1- تا حالا باباتو ديدي؟.
2-دو پدر زير يك سقف.. 3-من حسن 15 پدر دارم..4- ديشب مامانت خونه ما بودآيدا

۵.يه روز يكي داشته رد ميشده ميبينه يه تركه تو پوست خره به تركه ميگه : چيكار ميكنئ تركه ميگه:برو بزار يكم تو خودم باشم.

۱.قزوينيه مي ميره روحش به سمت سوراخ لايه ازن پرواز ميكنه

 

۲.يه روزيه تركه مي ره كتابخانه از مسول كتابخانه مي پرسه كه اقا كتاب ترك دانا را داريد. مسول مي گه: نه اقا كتاب تخيلي نداريم.

 

۳.زن يه رشتيه دير ميادخونه رشتيه غيرتي ميشه ميگه تا حالا كجا بودي؟ميگه يه مرده تو خيابون بهم تجاوز كرد رشتيه ميگه: ده دقيقه تجاوز بقيشو كجا بودي؟

 

۴.قزوينيه انگشتش ميسوزه سكته ميكنه.

 

۵.به انيشتن مي گن چرا سيب از درخت افتاد تعجب كردي.آخه
من زير درخت گلابي بودم

۱.يه قزويني كنارزمين فوتبال درازكشيده بوده ازش ميپرسن اينجاچكارمي كني ميگه من برانكاردم

 

۲.از تركه ميپرسن عمل ختنه چه نوع عمليه ميگه عمل 100% كلاه برداري

 

۳.سه تا ديوونه روميبرن ختم تا ببينن خوب شدن يانه دوتاشون ميزنن وميرقصن سومي اروم نشسته بوده رييس بيمارستان فكركردخوب شده گفت تو چرا نميرقصي ديوونه گفت اخه من عروسم

 

۴.از يه ترك ميپرسن : پدرت رو دوست داري يا مادرتو ميگه :مادرتو !!!

 

۵.يك كرد ميره خونه خدا ازش مي پرسن نظرت درباره خانه خدا چيه ؟
كرده ميگه خوبه ولي هيچ جا خونه خوده ادم نميشه.

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 اردیبهشت1385ساعت 2:52 بعد از ظهر  توسط سروش  | 

یه روز یکی خودشو میزنه به موش خوردگی ‌‌‌!گربه هه میخوردش.

به یکی می گن با توله سگ جمله بساز: میگه طول سگ ضرب درعرض سگ می شه مساحت سگ


یه روز یه کچلی  میره سلمونی .وارد اونجا که میشه همه بهش میخندن .کچله می گه :چیه اومدم آب بخورم .
معلم می گه :با کیبورد جمله بساز. شاگرد :بازی آلمان و برزیل رو کی بورد؟

معلم میگه :بچه جون بگو ببینم سطل رو با کدوم "ت"می نویسن؟شاگرد میگه :اگر سطلش دسته دار باشه با "ط"دسته دار ولی اگر سطلش بدون دسته بود با"ت"می نویسیم.


مرده ساعتش از کار می افته.پشتشو باز میکنه !میبینه یه مورچه توش مرده .بعد میگه:آهان حالا فهمیدم رانندش مرده که کار نمیکنه.


بچه یکی کر و لال بوده . می کذارتش رو ویبره


از یکی خواستن "@" را بخواند ٬"ای"دورت بگردم!!


اگه گفتین چرا نیوتون از این که سیب افتاد تو سرش !تعجب کرد ؟جواب:چون زیر درخت گلابی خوابیده بود


یه نفر میره دکتر٬میگه :آقای دکتر من دچار فراموشی شدم . دکتر میپرسه:چند وقته؟یه کم فکر میکنه٬میگه :چی چند وقته؟
یه روز یه نفر میره زیر دوش و می گه:قربون خدا برم که آب رو هم  برامون چرخ کرده میفرسته
 یه مرده ا زیکی میپرسه :قبله کدوم طرفه ؟!یارو نشون میده. مرده میگه :چقدر راهه؟
میخه میره عروسی اینقدر قر میده که میشه پیچ!! In The Pool Kisses 





+ نوشته شده در  یکشنبه 25 دی1384ساعت 2:8 قبل از ظهر  توسط سروش  | 

احساسات متضاد به چي ميگن؟
به وقتي كه مادر زنتون روي ماشين آخرين سيستمتون سقوط ميكنه!
وجه تشابه زير شلواري با ژيان چيه؟
با هر دوتاشون تا سر كوچه بيشتر نميشه رفت!
دو نفر با هم كشتي مي گرفتند, اولي كه دومي او را ضربه فني كرده بود, گفت:
عمو فكر نكن هنر كردي ها هر كي با من كشتي بگيره اول ميشه ها...!!!
 
قاضي: خانم چرا با صندلي زدين توي سر شوهرتون؟
زن: آخه آقاي قاضي زورم نرسيد ميز رو بلند كنم!!!!
قاضي: شكايت شما از اين آقا اينه كه ايشان به شما گفتن احمق, بي شعور, نفهم؟
شاكي: بله قربان عين حقيقته.
قاضي: خب اگه عين حقيقته پس چرا شكايت كرديد؟؟؟!!!!
آخ آخ آخ اكبر تو رو خدا شانس رو مي بيني.
- چي شده؟
- امروز صبح چتري رو كه ديشب ازت امانت گرفته بودم, تو اتوبوس جا گذاشتم.
- دستت درد نكنه تو اسم اين رو ميگذاري شانس؟
- معلومه, فكر كن اگه چتر خودم بود اسمش ميشد بدبختي...!!!!
راند اول مسابقه بوكس تموم شده بود و بوكسور در گوشه رينگ از ضربات حريف گيج و منگ افتاده بود.
مربي مشغول بادزدن بود كه زنگ راند بعد به صدا در آمد.
بوكسور ضربه خورده گيج باشنيدن صداي زنگ به مربي گفت:
عزيزم برو ببين كيه در ميزنه, آخ سرم!!!!
مردي بعد از تصادف شديد رانندگي در بيمارستان تازه به هوش آمده بود, با ناله گفت: چي شده؟ چي بر سر من آمده؟

پرستار گفت: آرام باش و شجاع, تو در تصادف پاهايت له شده و ما مجبور شديم هر دوتا رو قطع كنيم.

مرد گفت: عجب خبر بدي. هيچ خبر خوبي ندارين به من بدين؟

پرستار گفت: چرا, اين بيمار بغل دستي ات حاضره شلوار و كفشهايت رو به قيمت خيلي خوبي ازت بخره
يك فيزيكدان ايراني كه در سازمان فضايي ناسا كار ميكرد, اسم مادرزنش را در ليست داوطلبين اعزام به مريخ ثبت كرد. دوستانش پرسيدند
آيا او ميداند و به اين مسافرت رضايت داده است؟
فيزيكدان جواب داد:
ما براي خدمت به بشريت و علم بايد بيشتر از اينها قرباني بدهيم
 
يه روز دو تا دوست داشتند با هم صحبت ميکردند که يکيشون برميگرده ميگه :
امير من يه مدتيه دچار فراموشي شدم .
امير ميگه :
از کي ؟
يارو ميگه :
چي از کي ؟
يارو از تير ميره بالا از مرداد مياد پايين
+ نوشته شده در  شنبه 24 دی1384ساعت 7:31 قبل از ظهر  توسط سروش  | 

از يه مرده مي پرسن؟ کجا ميري؟
مي گه: کارواش.
مي گن: پس ماشينت کو؟
مي گه: نزديکه، پياده مي رم.
- آقاي قصاب بهتون تبريك ميگم صاحب پسر سالمي شديد كه سه كيلو و نيم وزن داره 

- بااستخوون يا بي استخوون؟؟؟!!!
وكيل: من هرچه در توان داشتم براي نجاتت انجام دادم, ديگه كاري از دستم برنمياد.

قاتل: چرا برنمياد, نوكرتم, بيا و آقايي كن و بگو خودت مرتكب قتل شدي تا نوكرت تبرئه بشه!!!
پرويز وقتي ديد رفيقش كه تازه زن گرفته , مي خواهد به تنهايي سوار هواپيما شده و به ماه عسل برود, پرسيد:
پس زنت كو؟
رفيقش جواب داد:
 اي بابا آدم در تمام عمر فقط يك بار ماه عسل داره, آن را هم نبايد به خاطر زنش ضايع و خراب كن!!!!
عابري از يك نفر كه كنار خيابان ايستاده بود, پرسيد:
اينجا چرا ايستادي؟
مخاطب گفت: هفده, هفده, هفده...
عابر دوباره پرسيد: هفده, هفده يعني چه؟
گفت: فضولها رو ميشمرم و تو هفدهمي هستي...!!!
 
- اين بابا چيكار كرده كه جلبش كردن؟

- ميگن جيب كانگوروي باغ وحش رو زده!!!!
در سربازخونه.....

سرهنگ: اسمت چيه؟

سرباز: ممد.

سرهنگ: اين چيه دستت؟

سرباز: تفنگ.

سرهنگ: تفنگ؟ اين مملكتته, آبروته, زندگيته, شرافتته, خواهرته, مادرته, و ....

سرهنگ رو به سرباز ديگر: اسمت چيه؟

سرباز: شعبان .

سرهنگ: اين چيه دستت؟

سرباز: خواهر, مادر ممده!!!!
مردي توي خيابان راه مي رفت و مي خنديد, دوستش بهش رسيد و پرسيد:

- چرا با خودت مي خندي؟ مگه ديوونه شدي؟

- نه, دارم براي خودم جوك تعريف ميكنم.

كمي كه جلوتر رفتند مرد آنقدر خنديد كه سياه و كبود شد, دوستش سئوال كرد ديگه چي شده؟

- هيچي تابحال اين جوك را نشنيده بودم!!!!
+ نوشته شده در  شنبه 24 دی1384ساعت 7:30 قبل از ظهر  توسط سروش  | 

یه روز به کیون میگن اگه بهت یه زن بدیم چکارش می کنی ؟؟؟ میگه وکنمش!!!
yerooz ye torke baye amrikaiie be ham bar mikhoran  tor ke be amrikaiie mige: whatis your name   amrikaiie mige
                                        يه نفر مي خواسته يه ماهي رو خفه کنه، هي سر ماهي رو مي کنه زير آب و در مي آره.
                                                                                                     يه مار عاشق مار ديگه مي شه، مي فهمه
                                                                                                                                                    شيلنگه.
                 از گوسفنده مي پرسن؟ بزرگترين آرزوت چي يه؟ مي گه: برا يه بار هم که شده، جلو وانت بشينم .                 
                                                                              طرف، كنار دو تا خر ژست مي گيره و مي گه: افسانه سه برادر
                                                                                 ميخ هه مي ره عروسي، اون قدر قر مي ده که مي شه پيچ  
                                      كلاغه مي گه: من طاووسم. مي پرسن؟ پس چرا اين قدر سياهي؟ مي گه: ازسر كار اومدم   
                                                                             مي پرسن؟ شغلت چي يه؟ مي گه: كارگر معدن زغال سنگم   .
جرج بوش مي ره بازديد يه مدرسه، سر کلاس
مي شينه و مي گه: هر سوالي دارين بکنين. يکي
بلند مي شه و مي گه: سلام آقاي رييس جمهور،
اسم من رابرته، من سه تا سوال داشتم؟
۱- چه طور شد شما انتخابات رو باختيد و بعد برديد؟
۲ - چرا شما مي خواهيد بدون دليل به عراق حمله
کنيد؟ ۳ - به نظر شما، بمب اتمي هيروشيما،
بزرگترين عمل تروريستي تاريخ نبود؟ جرج بوش
تکوني رو صندليش مي خوره و تا مي آد جواب بده،
زنگ تفريح مي خوره. زنگ بعد يه پسر ديگه بلند
مي شه و مي گه: آقاي رييس جمهور، اسم من جکه و من پنج تا سوال داشتم؟ ۱- چه طور شد شما انتخابات رو باختيد و بعد برديد؟ ۲- چرا شما مي خواهيد بدون دليل به عراق حمله کنيد؟ ۳- به نظر شما، بمب اتمي هيروشيما، بزرگترين عمل تروريستي تاريخ نبود؟ ۴- چرا زنگ تفريح ۲۰ دقيقه زودتر به صدا در اومد؟ ۵- و سوال آخر؟ رابرت کو؟
خروسه پول نداشته زن بگيره، مي ره گالينا بلانکا مي خره.
 
                                                                    يه روز يه فيل مي ره بالاي درخت و مي گه: من گيلاسم، من گيلاسم.
                                                                            تو عروسي، دامادو جو مي گيره، به عروس شماره تلفن مي ده
  BAND  JEIMZ BAND  torke mige   BAS   ABBAS
+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 دی1384ساعت 5:1 قبل از ظهر  توسط سروش  | 

تركه ادعاي پيغمبري ميكرده ميگن پس كتابت كو ؟ ميگه : فعلا جزوه ميگم بنويسيد تا بعد .
يه آقايي در و پنجره ساز بوده ميره خواستگاري ميگن كارت چيه ميگهWINDOWS نصب میکنم.
يه روز پنيکيو ميره سر خاک پدرش ميگه عروسکي بودم برات که تو بهم نفس دادي...
تركه داشته از تير برق مي رفته بالابهش ميگن نرو سيما لخته.ميگه اشكال نداره يالله مي گم مي رم تو...
يه تركه با ماشين ميزنه به يه خانمه خانم ميخوره زمين شروع ميكنه دادوبيداد كه واي كمرم آي سرم تركه مياد پائين ميگه يالا پاشو يالا اين قرتي بازي ها رو واسه حسن جوهرچي دربيار .
نيروي انتظامي جلوي ماشين يه تركه روميگيرن ميگن اين خانم كيه بغل دست شماست ؟ تركه ميگه خانم؟ خانم كيه ؟ ميگن همين كه كنار شماست ؟ يه هو تركه با وحشت كنارشو نگاه ميكنه ميگه واي الان كه آقاي سرابي اينجا بود
يک روز يه ترکه مهم مي شه زيرش خط مي کشند تو امتحان مياد...
يك روز ماشين مي زنه به يك قناري بالش مي شكنه قناري از حال ميره براي اينكه وقتي به هوش آمدفرار نكند مذارنش تو قفس جلوش آب ودونه مي ذارن وقتي به هوش آمد به خودش گفت واي راننده مرده من وآوردن زندان....
): يه نفر 100 تومان ميندازه توي صندوق صدقه ميره مسافرت تو راه تصادف ميکنه ميميره بعد اون يکي دنيا عزراءيل رو ميبينه ميگه مگه من صدقه ندادم عزرائيل ميگه آخه پولت گوشه نداشته بيد جيگر ...
تركه مي خواسته بميره وصيت مي كنه من كه مردم يه ميليون خرجم كنين وقتي ميميره پسرش يه ميليون خر جمع ميكنه .
به تركه ميگن: مشنگترين خواننده كيه ؟ ميگه:حبيب ميگن : چرا؟ ميگه: مرتیکه خره گيتار ميزنه ميگه صدايه دوهول مي ياد...!
فضانوردان براي پرواز به طرف خورشيد از مردم دنيا اظهار عقيده خواسته بودند و غضنفر از ايران پيشنهاد مي کند که: بهتر است شب هنگام به طرف خورشيد پرواز کرد تا از برخورد با آتش خورشيد جلوگيري گردد!
يه ترکه99 بچه داشت بهش مي گن چرا 100تانمي کني روند بشه مي گه فرزند کمتر زندگي بهتر !!!!!!!!!!!!!!
+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 آذر1384ساعت 7:16 بعد از ظهر  توسط سروش  | 

يك روز يك تركي سرشو بدون انكه اب بزند شامپو ميزند
ازش ميپرسند چرا بدون اب سرتو شامپو مي زني ميگه روش
!! نوشته براي موهاي خوشك


تركه رفته بود تماشاي مسابقه دو و ميداني وسط مسابقه
از بغليش مي پرسه اقا انها واسه چي مي دوند؟يارو ميگه
واسه اينكه به نفر اول جايزه مي دهند.تركه يوخده فكر
!!!! مي كنه و مي گه :خوب بقيه پس براي چي مي دوند
: تركه با پيژامه ميره خواستگاري , از او مي پرسند     
    !? چرا با پيژامه به خواستگاري ميري؟ قوچعلي
!!! ميگه: شايد جور شد, شب مونديم !!!
ترکه داشته پیاده می رفته کارواش.ازش می پرسند چرا خوب پیاده می ری؟
!!!! می گه ای بابا!دیگه این دو قدم راه رو کی با ماشین می ره
ترکه می پرسند اگه آمریکا افغانستان و عربستان رو بگیره به کره و چین هم حمله کنه تکلیف ایران چی می شه؟
ترکه میگه:ایلده چی میشه نداره .ایران می ره جام جهانی!!!!!!!!!

یه ترکه میره بدنسازی مربیه بهش میگه هفته اول بدنت درد میگیره ترکه میگه خب طوری نیست من از هفته دوم میام
سه ديوانه هم اتاقي بودن - يك روز خبر آوردن كه دوتاشون بالا پايين مي پرن و ميگن كه ما سيب زميني هستيم و داريم تو روغن سرخ ميشيم و سومي ساكت نشسته ! رييس بيمارستان هم طبق معمول رفت كه اين ديوونه رو مرخص كنهه. پرسيد تو چرا با دوستات نيستي ؟ اون هم گفت : آخه من كف ماهيتابه چسبيدم

يه نفر زنگ ميزنه ۱۱۰ ميگه آقا کمک ، تو رو خدا کمک.
چی شده خانم ، چه اتفاقی واستون افتاده.
آقا يه گربه اومده خونمون.
خوب گربه که ترس نداره خانوم.
آخه من طوطيم.



 

مي گن با آقا حيدر جمله بساز. مي گه رفتم در خونه دوستم آقا هي در زدم

 

 به يه نفر ميگن با قيمت جمله بساز. ميگه مامان قيمت خيلي خوشمزه بود

 

 به يه نفر ميگن با کشور جمله بساز. ميگه با کش ور رفتم خورد تو سرم

 

به يه نفر ميگن با ترجمه جمله بساز. ميگه: انتر جمه کجا بودي

 

 به يه نفر ميگن با خرچنگ جمله بساز. ميگه: من هر وقت با زنم دعوام مي شه مثله خر چنگم مي زنه


به تركه ميگن بچت حشيش مي‌كشه ميگه حشيش چيه؟ ميگن يه چيزيه كه آدم مي‌كشه و ميره تو فضا. شب پسرش مياد خونه و تركه بهش ميگه اصغر حشيش مي‌كشي؟ پسره ميگه نه بابا چطور مگه؟ تركه ميگه خفه شو پدر سگ، مردم تو آسمونا ديدنت

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 آذر1384ساعت 3:44 قبل از ظهر  توسط سروش  | 


ترکه میره استخر شرتش سوراخ بوده غرغ میشه.............

 


ترکه باشگاه رقس میزنه  ضرر میکنه چون به هر کی میرسیده شاباش می داده!!!

 


به ترکه میگن با بالش جمله بساز، میگه:

رفتم شکار یه پرنده دیدم زدم به بالش.

میگن نه آقا با این بالش نه، میگه خب رفتم شکار یه پرنده دیدم زدم به اون یکی بالش!!

بهش میگن اصلا ولش کن با تشک جمله بساز، میگه : رفتم شکار یه پرنده دیدم تشک بودم بزنم

بزنم به این بالش یا اون بالش!!!!!!!!!!

 


ترکه میره مسجد راش نمیدن.!!!میره یه مسجد میزنه هیشکی راه نمی ده..

 


از یه ترکه میپرسن میدونی فامیلی خدا چییه؟؟

میگه خدا وکیلی!!!

 


به ترکه میگن حال سادرو تریف کن... میگه::  لب

 

 


به ترکه میگن ساعت داری میگه ساعت چی چییه

آدم باید غیرت داشته باشه.!!

 


به یه ترکه عکس یه دایناسور نشون میدن میگن  شما به این چی میگین ؟؟

میگه ما؟  کی جرعت داره به این چیزی بگه؟!!

 


یه روز یه اوا خواهر میخوره زمین میگه اوااا جازبه تو ام!!

 


یه روز کمیته یه اِوا خواهر رو میگیره و میبره کمیته .

شب اِوا خواهره داد میزنه "جناب"مامور جواب نمیده.

میگه:"حاج آقا"، بازم جواب نمیده .

میگه:"سرکار"، بازم جواب نمیده.

میگه :" مشتی"،باز هم جوابی نمیده.

میگه :"کربلائی" ،مامور میگه :

بله ،از کجا فهمیدی من کربلائی هستم .

اِواخواهره میگه :چون هم کری هم بلائی  !!!

 


 

 

+ نوشته شده در  جمعه 18 آذر1384ساعت 3:40 قبل از ظهر  توسط سروش  | 

یه روزیه مرده سرش خرده به نرده


+ نوشته شده در  سه شنبه 24 آبان1384ساعت 6:56 بعد از ظهر  توسط سروش  | 

راند اول مسابقه بوكس تموم شده بود و بوكسور در گوشه رينگ از ضربات حريف گيج و منگ افتاده بود.
مربي مشغول بادزدن بود كه زنگ راند بعد به صدا در آمد.
بوكسور ضربه خورده گيج باشنيدن صداي زنگ به مربي گفت:
عزيزم برو ببين كيه در ميزنه, آخ سرم!!!!


 

مردي بعد از تصادف شديد رانندگي در بيمارستان تازه به هوش آمده بود, با ناله گفت: چي شده؟ چي بر سر من آمده؟

پرستار گفت: آرام باش و شجاع, تو در تصادف پاهايت له شده و ما مجبور شديم هر دوتا رو قطع كنيم.

مرد گفت: عجب خبر بدي. هيچ خبر خوبي ندارين به من بدين؟

پرستار گفت: چرا, اين بيمار بغل دستي ات حاضره شلوار و كفشهايت رو به قيمت خيلي خوبي ازت بخره


يك فيزيكدان ايراني كه در سازمان فضايي ناسا كار ميكرد, اسم مادرزنش را در ليست داوطلبين اعزام به مريخ ثبت كرد. دوستانش پرسيدند
آيا او ميداند و به اين مسافرت رضايت داده است؟
فيزيكدان جواب داد:
ما براي خدمت به بشريت و علم بايد بيشتر از اينها قرباني بدهيم


زن: اگه امشب نيايي بريم خونه مامانم ديگه منو نمي‌بيني! مرد: براي چي؟ زن: واسه اينكه چشمهاتو درمي‌آورم!


ديوانه اولي: ببينم، مگه تو كري كه جواب سلام منو نمي‌دي؟! ديوانه دومي: نه اون احمد داداشمه كه كره، من لالم


زن: من بر خلاف تو هميشه موقع شنا سرم از آب بيرونه.
شوهر: آخه عزيزم، چيز سبك هميشه روي آب مي‌مونه!


دو ديوانه با هم گفتگو مي‌كردند. اولي: اگر گفتي فرق كلاغ چيه؟ دومي: خوب معلومه! اين بالش از اون بالش مساوي‌تره!


مرد خسيسي كه سي سال قبل از يك فروشگاه كفشي خريده بود، دوباره وارد همان مغازه شد و گفت: ما باز آمديم!


اولي به دومي: آن دو نفر را مي‌بيني؟ ده سال است كه ازدواج كرده‌اند و به قدري يكديگر را دوست دارند كه آدم فكر مي‌كند اصلا ازدواجي بين‌شان صورت نگرفته است!


چرا با جوراب خوابيدي؟ آخه اينطوري راحت‌تر مي‌خوابم! واسه چي؟ واسه اينكه ديشب با كفش خوابيدم، خوابم نبرد!


شنيدم مادرت به رحمت خدا رفته؟ آره! مگه بيماريش چي بود؟ سرماخوردگي. يعني بر اثر سرماخوردگي فوت كرد؟ آره، آخه وسط خيابون يهو عطسه‌اش ميگيره، تا مي‌ايسته عطسه كنه يه ماشين بهش مي‌زنه!


مردي در خانه‌اي مي‌رود و از پسر صاحبخانه طلب آب مي‌كند. پسر كاسه‌اي پر از آب آورده، به دست مرد مي‌دهد. ناگهان كاسه از دست مرد مي‌افتد و مي‌شكند. مرد خجل و شرمنده شروع به عذرخواهي مي‌كند. پسرك هم براي اينكه دل او را به دست آورد مي‌گويد: عيب نداره، به بابام مي‌گم يه كاسه ديگه واسه سگمون بخره


بچه‌اي از پدرس پرسيد: فرق تفنگ و مسلسل چيست؟ پدرش جواب داد: پسرم وقتي من و مادرت حرف مي‌زنيم بيا گوش كن. آن وقت مي‌فهمي فرقش چيه!


سه نفر به جزيره آدم‌خوارها رفتند. آدمخوارها آنها را گرفتند و در ديگ آب جوش انداختند. كمي بعد در اولين ديگ را برداشتند ديدند اولي از ترس مرده. در ديگ دومي را برداشتند ديدند از ترس بيهوش شده. در ديگ سوم را برداشتند، تركه كه توي ديگ بود، در حالي كه بدنش را مالش مي‌داد گفت: ببخشيد روشور داريد؟


راستي فهميدي ديشب خانه ما دزد آمد و الان دزده تو بيمارستانه؟ نه مگه چطور شد؟ هيچي، زنم فكر كرد، كه دير اومدم خونه!


وقتي زنت خونه نيست چه كار مي‌كني؟ استراحت. وقتي هست چي؟ استقامت!


يه تركه سرشو قيرگوني كرده بود، ميگن چرا اينجوري كردي؟ ميگه: بيني‌ام چكه مي‌كرد!


ببينم، داداش شما چيكاره است؟ راننده است، «روي» ماشين بابام كار مي‌كنه، داداش شما چطور؟ داداش من مكانيكه، «زير» ماشين مردم كار مي‌كنه!


تركه عينكش را دور دستش چرخاند و بعد به چشمش زد، سرش گيج رفت، نزديك بود بيفته


در نيويورك خانم مستر اسميت رفت پيش وكيل دادگستري و گفت: من مي‌خوام از شوهرم طلاق بگيرم. وكيل گفت: بسيار خوب، مانعي ندارد... فعلا دوهزار دلار بدهيد تا ترتيب كارتان را بدهيم. خانم گفت: زكي! 500 دلار مي‌گيرند كه او را بكشند، چرا دو هزار دلار بدهم؟


  روز قيامت خدا می گه مردای زن ذليل برن اون طرف وايستن بقيه اين طرف. همه مردا می رن تو قسمت زن ذليل ها وای ميستن به جز يک نفر. خدا هيجان زده می شه کلی اون مرد رو تشويق می کنه و بعد ازش می پرسه: تو چرا نرفتی اون طرف؟ آقاهه می گه: ما اين شاخ ها تو جيبمون نمی ره. زنم گفته همين جا وايسا جُم نخور تا من برگردم.


روز ولنتاين يه نفر می ره کارت پستال فروشی می پرسه آقا کارت پستالی داريد که روش نوشته باشه تنها عشق من تو هستی؟ فروشنده می گه بله. می گه پس ۱۶ تا بديد.


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 آبان1384ساعت 12:16 بعد از ظهر  توسط سروش  |